یکی از جذاب ترین بخش های موزه لوور، مخصوصا برای ما ایرانی ها، بخش آثار باستانی شرق نزدیک و تالارهای ایران در موزه لوور است. موزه لوور با دارا بودن هزاران اثر ارزشمند باستانی و هنری از ایران، یکی از کاملترین مجموعه های تاریخی ایران را دارا می باشد.

تالار هخامنشیان در بخش ایران در موزه لوور
تالار هخامنشیان در بخش ایران در موزه لوور

آثار نفیس ایرانی موجود در موزه لوور را می توان با توجه به قدمتشان به چند دسته تقسیم کرد:

الف) آثار ایران باستان در موزه لوور که مربوط به سه دوره تاریخی هخامنشیان، عیلامیان و قبل از عیلامیان است. این آثار ارزشمند ایران باستان در تالارهای مخصوص ایران در بال ریشلیو (Richelieu Wing) طبقه همکف (طبقه ۰) و اتاقهای ۲۳۲ تا ۳۱۶ جای گرفته اند.

ب) آثار ایران در دوره اسلامی که مربوط به شاهکارهای هنری ایران بعد از دوران ساسانی است. این آثار در بخش هنر دوران اسلامی در بال دنون (Denon Wing) طبقی منفی یک و اتاق شماره ۱۸۶ موزه لوور در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته اند.

علاوه بر این ها، آثار ارزشمند بابلی و اکدی دیگری نیز در اکتشافات ایران بدست آمده است که اکنون در بخش بین النهرین موزه لوور به نمایش گذاشته شده است. این آثار که منشا ایرانی ندارند، در دوران باستان توسط پادشاهان ایرانی به عنوان غنیمت به ایران آورده شده بودند. از آن جمله است: اِستل قانون حمورابی، اولین قوانین نوشته شده بشری و لوح پیروزی نارامسین، پادشاه قدرتمند اکدی.

عود سوز مفرغی در بخش هنرهای اسلامی موزه لوور
عود سوز مفرغی در بخش هنرهای اسلامی موزه لوور

در این پست صرفا به معرفی آثار ایران باستان در موزه لوور پاریس می پردازم. معرفی آثار هنری ایران در دوره اسلامی در پستی جداگانه در حال نگارش است که انشالله به زودی منتشر خواهد شد. همچنین در این مطلب، تاریخچه مختصری از جریان اکتشافات و انتقال آثار ایران به موزه لوور را توضیح داده ام.

با توجه به طولانی بودن مطلب، برای دسترسی راحت تر به بخش های مختلف می توانید از فهرست زیر استفاده کنید:

کاوش های مارسل دیولافوا، شروع غارت گسترده شوش

انتقال آثار باستانی ایران به موزه لوور طی یک دوره تقریبا ۹۰ ساله (۱۸۸۵ تا ۱۹۷۹ میلادی یا ۱۲۶۴ تا ۱۳۵۸ شمسی) و در چندین مرحله اتفاق افتاده است. در دوران سلطنت ناصرالدین شاه که آن را عصر بی خبری ایران نیز نامیده اند، امتیازهای زیادی به بیگانگان واگذار شد. در زمان سلطنت او دولت فرانسه امتیاز کاوش های باستانی در ایران را به دست آورد و این سرآغازی بود بر انتقال گسترده و قانونی آثار ارزشمند ایران باستان به اروپا.

ناصرالدین شاه قاجار در سفر اروپا
ناصرالدین شاه قاجار در سفر اروپا

فصل اول اکتشافات فرانسوی ها در سال ۱۸۸۵ و ۸۶ میلادی (حدود ۱۳۰ سال پیش) در زمان سلطنت ناصرالدین شاه و به سرپرستی مارسل دیولافوا انجام شد. در این دوره هدف اصلی صرفا غارت و دزدیدن آثار ارزشمند باستانی ایران بود و هیچ گونه عملیات علمی باستان شناسی صورت نگرفت.

ژان دیولافوا همیشه موهای کوتاه داشت و لباس مردانه می پوشید
ژان دیولافوا همیشه موهای کوتاه داشت و لباس مردانه می پوشید
ژان دیولافوا در حال استراحت در شوش
ژان دیولافوا در حال استراحت در شوش

در این اکتشافات، گنجینه ای عظیم از اشیا و آثار تمدن درخشان امپراتوری هخامنشیان در محل کاخ آپادانای شوش کشف و به فرانسه منتقل شد. امروزه می توانید آثار بدست آمده از اکتشافات کاخ آپادانای شوش را در تالار هخامنشیان (بال ریشلیو، طبقه همکف، اتاق شماره ۳۰۸) در قسمت ایران موزه لوور مشاهده کنید.

مهم ترین آثار کشف شده توسط گروه دیولافوا عبارت اند از:

سرستون به شکل نیم تنه گاو شاخدار مربوط به کاخ آپادانای شوش

تالار هخامنشیان در بخش ایران موزه لوور پاریس
تالار هخامنشیان در بخش ایران موزه لوور پاریس

این اثر یکی از بقایای ۳۶ سرستون کاخ آپادانای داریوش اول در شوش است که در پی کاوش های اولین گروه باستان شناسان فرانسوی در سال ۱۸۹۰ میلادی کشف و به موزه لوور منتقل شد. این سرستون، پس از بازسازی به عنوان نماد هنر و معماری ایران باستان در تالار هخامنشیان موزه لوور به نمایش گذاشته شده است.

سرستون سنگی کاخ آپادانای شوش
سرستون سنگی کاخ آپادانای شوش

جالب است بدانید گروه دیولافوا برای انتقال این سرستون بزرگ که مغایر با توافق نامه حفریات باستان شناسی در ایران بود، هر قطعه را به قطعاتی کوچکتر خرد می کردند و سپس در صندوق های بزرگ چوبی قرار می دادند و به پاریس می فرستاند. در موزه لوور قطعات شکسته را به هم وصل می کردند و بعد از بازسازی به نمایش می گذاشتند.

سرستون های کاخ آپادانای شوش در موزه لوور
سرستون های کاخ آپادانای شوش در موزه لوور

مادام دیولافوا در کتابی با نام “خاطرات کاوش های باستان شناسی شوش” بازگو می کند که با چه ترفندهایی آثار باستانی ایران را به فرانسه رسانده است. او در قسمتی از کتاب نوشته است:

دیروز گاو سنگی بزرگی را که در روزهای اخیر پیدا شده‌است با تاسف تماشا می‌کردم، در حدود دوازده هزار کیلو وزن دارد! تکان دادن چنین توده عظیمی غیر ممکن است. بالاخره نتوانستم به خشم خود مسلط شوم، پتکی بدست گرفتم و بجان حیوان سنگی افتادم. ضرباتی وحشیانه به‌او زدم. سر ستون در نتیجه ضربات پتک مثل میوه رسیده از هم شکافت …

غارت آثار ایران باستان به وسیله ژان دیولافوا
غارت آثار ایران باستان به وسیله ژان دیولافوا

قاب تزئینی کمان داران در حال رژه با آجرهای لعاب دار چند رنگ

قاب تزئینی کمان داران پارسی در موزه لوور
قاب تزئینی کمان داران پارسی در موزه لوور

این قاب تزئینی که احتمالا سربازان گارد جاویدان پارسی را نشان می دهد، قسمتی از تزئینات داخلی کاخ آپادانای شوش بوده است. این اثر که در پی حفریات گروه دیولافوا و به گونه پازل های پراکنده از آجرهای منقوش و لعاب دار یافت شد، پس از انتقال به لوور، توسط کارشناسان موزه ترکیب نهایی خود را نشان داد.

رمان گیرشمن معتقد است که تمام زینت کاخ آپادانا و قسمتهای دیگر کاخ شوش به وسیله آجرهای لعاب دار انجام گرفته است. جالب است که در ویرانه های کاخ بزرگ شوش حتی یک قطعه سنگ یا نقش برجسته به دست نیامده است.

گیرشمن در مورد آجرهای لعابدار سربازان هخامنشی می گوید:

می گویند داریوش با این سربازان جاویدان در لشکرکشی به مصر هنگام پیروزی کمبوجیه بر آن کشور شرکت داشت. به علاوه، این سربازان برای بدست آوردن تاج پادشاهی به او کمک کرده بودند.

آجرهای لعاب دار کاخ آپادانای شوش
آجرهای لعاب دار کاخ آپادانای شوش

اکتشافات ژاک دومورگان، کشف تمدن شوش و انتقال آثار بابلی و عیلامی

ژاک دومورگان، سرپرستی دومین گروه باستان شناسان فرانسوی که به ایران آمدند را برعهده داشت. او یک مهندس معدن و آشنا به خط و زبان های باستانی بود. بر خلاف دیولافوا که صرفا به غارت آثار باستانی مشغول بود، ژاک دومورگان بیشتر به مطالعات پیش از تاریخ گرایش داشت و می کوشید تا ریشه و خاستگاه اولیه تمدن های بشری را کشف و اثبات نماید.

ژاک دومورگان فرانسوی که تمدن عیلام را کشف کرد
ژاک دومورگان فرانسوی که تمدن عیلام را کشف کرد

او توانست از طریق روابط دیپلماتیک و تلاش تولوزان، پزشک مخصوص ناصر الدین شاه، امتیاز انحصاری کاوش و حفاری در شوش را بگیرد. سپس با خیال راحت قعله ای به سبک دژهای قرون وسطایی اروپا در شوش ساخت تا اکتشافات گروهش از دست اندازی راهزنان محلی و کنجکاوی ماموران دولتی در امان باشد. در آن قلعه یافته های خود را پس از مطالعات اولیه و نشانه گذاری، در صندوق های مخصوص بسته بندی و روانه پاریس می کرد.

ژاک دومورگان در دفتر کارش در قلعه شوش
ژاک دومورگان در دفتر کارش در قلعه شوش
قلعه شوش که به سبک دژهای قرون وسطایی ساخته شد
قلعه شوش که به سبک دژهای قرون وسطایی ساخته شد

ژاک دومورگان علاقه ای به ادامه حفاری های دیولافوا در محوطه کاخ آپادانای داریوش را نداشت. لذا شروع به حفاری تپه آکروپل یا کهن دژ شوش کرد و موفق شد به مجموعه عظیم و درخشانی از فرنگ، هنر و تمدن بابل قدیم دست یابد.

عکس قدیمی از تپه های باستانی شوش
عکس قدیمی از تپه های باستانی شوش

در ۱۴ ربیع الثانی ۱۳۱۸ قمری مطابق با ۱۱ آگوست ۱۹۰۰ میلادی، قراردادی در یازده بند تنظیم شد که به قرارداد مظفرالدین شاه یا واگذاری امتیاز انحصاری کاوش در تمام ایران موسوم شد. بر طبق این قرارداد، شاه قاجار امتیاز انحصاری حفریات باستان شناسی در تمام ایران را به مدت ۶۰ سال به فرانسویان واگذار کرد.

مظفرالدین شاه قاجار
مظفرالدین شاه قاجار

ژاک دومورگان که اکتشافات ارزشمندی انجام داده بود، سرانجام بدلیل اختلاف نظر پیش آمده با سایر اعضای گروه باستان شناسی و مدیران موزه لوور، در سال ۱۹۰۸ میلادی از کار خود استعفا داد و ادامه کارش را به همکار جوان ترش رونالد دومِکِنِم واگذار کرد.

آندره گدار و رونالد دو مکنم در شوش
آندره گدار و رونالد دو مکنم در شوش

دومکنم دامنه مطالعات و اکتشافات باستان شناسی خود را در منطقه شوش گسترش داد و بار دیگر به وسوسه های دائمی موزه داران دل سپرد و خط جست و جوهایی را که پیش از این اکیپ دیولافوا آغاز کرده بود پی گرفت تا یافته های آنان را در بازسازی کاخ داریوش در شوش یعنی کاخ آپادانا تکمیل سازد.

مهم ترین آثار کشف شده توسط گروه ژاک دومورگان و رونالد دومکنم عبارت اند از:

لوح گلی منشور بنیاد کاخ آپادانا

کتیبه ساخت کاخ آپادانای شوش
کتیبه ساخت کاخ آپادانای شوش

این کتیبه که “منشور پی ریزی کاخ شوش” نامیده شده است، به شکل مربع با عرض و ارتفاع ۴۲ سانتی متر است که در سال ۱۹۱۱ میلادی از زیر یکی از پایه های ورودی کاخ آپادانا کشف شد. این کتیبه به سه زبان عیلامی، بابلی و پارسی کهن نگاشته شده است.

قسمتی از این کتیبه اکنون در موزه لوور است و تکه های دیگری از آن در موزه باستان شناسی شوش نگهداری می شود. دو کتیبه دیگر، یکی به زبان عیلامی و دیگری به زبان بابلی، در ضمن کاوش در سال ۷۰-۱۹۶۹ در محل کاخ آپادانا و تالار بار عام داریوش اول یافت شده است.

متن این کتیبه به سبک معیار کتیبه های پادشاهان هخامنشی تنظیم شده است، یعنی با ستایش اهورامزدا و اذعان به اینکه شاه اعمالش را با حمایت الهی انجام داده است. سپس تبارنامه شاهی بیان می شود. همانند متن کتیبه بیستون، داریوش تاکید می کند که سلطنت وی از حمایت و تایید اهورامزدا برخوردار است.

اشاره به اسبان خوب و مردان نیک، آگاهی هایی از ارزش های جامعه پارسیان در اختیار ما می نهد. در بخش سوم، داریوش نحوه ساخت بنا را شرح می دهد که بر اساس آن اطلاعات ارزشمندی درباره مصالح به کار رفته در بنای کاخ و هنرمندان و صنعتگران ملل مختلف که در شکل گیری آن نقش داشته اند، به ما ارائه می کند.

قسمتی از ترجمه متن کتیبه ساخت کاخ آپادانای شوش:

این کاخ که در شوش بنا کردم از راه دور زیور آن آورده شد. زمین به طرف پایین کنده شد تا در زمین به سنگ رسیدم. چون کند و کوب انجام گرفت پس از آن شفته انباشته شد، قسمتی چهل ارش در عمق، قسمتی دیگر بیست ارش در عمق، روی آن شفته کاخ بنا شد.

حفر زمین و انباشتن محل آن با ریگ درشت و قالبگیری آجرکاران بابلیان بود که آن را انجام دادند. چوپ سدر را از کوه موسوم به جبل لبنان آورده اند. مردم آشور آن را تا بابل آورده اند و از بابل تا شوش آن را کاری ها و ایونی ها حمل کرده اند.

چوب یکا از گنداره و کرمان آورده شد. طلایی که در این جا به کار رفته از سارد و بلخ (باکتریا) آورده شد. سنگ گرانبهای لاجوردی و عقیق را که در این جا به کار رفته از سغد آورده اند. سنگ فیروزه گرانبها را از خوارزم آورده اند.

نقره و مس که در این جا به کار برده اند از مصر آورده شده. آرایه هایی که دیوارها را آراسته اند از ایونیه آورده شده. عاجی که به کار رفته از حبشه، هند و رخج (آراخوسیا) آورده شده. ستون های سنگی که این جا کار گذاشته شده از شهری به نام ابیرادوش در عیلام آورده شده.

هنرمندانی که سنگ را حجاری کرده اند، ایونیان و ساردیان بوده اند. زرگرانی که طلا را کار کرده اند، مادی و مصری بودند. کسانی که بر چوب ترصیح کرده اند از مردم سارد و مصریان بودند. آنان که آجرهای مینایی ساخته اند بابلی بودند. مردانی که دیوارها را آذین نموده اند مادی و مصری بودند.

قاب تزئینی شیر بالدار

قاب تزئینی شیر بالدار در موزه لوور
قاب تزئینی شیر بالدار در موزه لوور

این قاب تزئینی حیوان اساطیری به ارتفاع ۱۶۵ سانتی متر توسط تیم ژاک دومورگان در صحن غربی کاخ آپادانای شوش کشف شد. این اثر که بخشی از تزئینات دیواره های کاخ داریوش بزرگ در آپادانا است، به شکل شیر با پیکر و پای گاو و بال و پر عقاب تصویرگری شده است.

هنر هخامنشی، مملو از نقش های حیوانات اساطیری است. در اندیشه اساطیری، هر جانوری دارای نیروی سحرآمیز و فرمانروای قلمرو خویشتن است. انسان از ابتدا به این نیروها غبطه خورده و برای دستیابی به آنها کوشیده است.

رسیدن به توان پرواز همچون پرندگان تیزچنگالی مثل شاهین، دلاوری به سان شیر یا بی مرگی همپای مار، آرزوهایی بوده که انسان باستانی همواره به آنها اندیشیده و در هنر و ادبیات ثبتشان کرده است.

قاب های تزئینی کاخ آپادانای شوش در موزه لوور
قاب های تزئینی کاخ آپادانای شوش در موزه لوور

هنگامی که این جانوران در هم آمیخته یا با انسان ترکیب می شدند، موجودی فراطبیعی و شکست ناپذیر حاصل می آمد که توانایی های چندگانه داشت. زیرا اندام های نیرومند جانوران گوناگون (مثل ذهن اندیشه گر انسان، بال های پرنیروی شاهین، تن زرومند گاو یا شیر، نیش گزنده مار یا کژدم و …) را یکجا گرد آورده بود.

ایرانیان باستان نقش برجسته یا مجسمه این موجودات افسانه ای قدرتمند را برای محافظت از کاخ ها و شهرهایشان بر سر درب های ورودی یا روی دیوارهای خارجی کاخ ها قرار می دادند.

قاب تزئینی گوپِت یا لاماسوهای هخامنشی

قاب تزئینی لاماسوی هخامنشی در موزه لوور
قاب تزئینی لاماسوی هخامنشی در موزه لوور

این قاب تزئینی به ارتفاع ۱۲۰ و عرض ۱۱۷ سانتی متر از آجرهای لعاب دار چند رنگ با زمینه آبی و سبز ساخته شده است. در این قاب دو خدای محافظ هخامنشی پشت به هم نشسته اند. این گونه جانوران را لاماسو یا گوپِت می نامند.

گوپِت یا لاماسو یکی از جانوران اساطیری بالدار است که با سر انسان، تن گاو یا شیر و بال عقاب یا شاهین نمایش داده می شود.

یک گور هخامنشی با تابوت مفرغی

تابوت کشف شده یک بزرگ زاده هخامنشی
تابوت کشف شده یک بزرگ زاده هخامنشی

یک از اکتشافات عصر هخامنشی دومورگان، کشف مقبره یک نجیب زاده پارسی با مجموعه ای دست نخورده از گنجینه های شخصی اش بود. این آرامگاه سلطنتی متعلق به حدود ۲۴۰۰ سال پیش بود و از آن یک گنجینه کامل از جواهرات و زیورآلات طلایی مانند گردن آویز جواهرنشان و دست بند طلایی به دست آمد.

ژاک دومورگان در آکروپل شوش دو قبر با تابوت های مفرغی پیدا کرد که یکی از آن ها غارت شده بود ولی دیگری دست نخورده مانده بود. به تصور دومورگان اسکلت درون تابوت دوم به زن مسنی تعلق داشت که با زیورآلاتش، که در اطراف سر و سینه قرار داشتند، دفن شده است. در این تابوت دو گلدان حریر و یک جام نقره ای نیز موجود بود.

بازوبند طلایی با تزیین سر شیر

دستبند طلایی هخامنشی در موزه لوور
دستبند طلایی هخامنشی در موزه لوور

این بازوبند زیبا که مربوط به حدود ۲۳۵۰ سال پیش است، شش میلی متر ضخامت دارد و به شکل دایره است. قسمتی از آن قوسی نرم به داخل دارد و در دو انتهایش به شکل سر شیر است. بر روی آن نیز فیروزه و سنگ لاجورد مرصع کاری شده است.

این بازوبند طلایی از قبر یک اشراف زاده هخامنشی و طی اکتشافات باستان شناسی به سرپرستی دومورگان در سال ۱۹۰۱ میلادی یافت شد.

گردن بند با مهره های عقیق

جواهرات کشف شده در تابوت اشراف زاده هخامنشی
جواهرات کشف شده در تابوت اشراف زاده هخامنشی

این گردن بند ترکیب شده است از ۶۵ مهره عقیق که قطعه بزرگ تر آن به طول ۳ و عرض ۲ سانتی متر حکاکی شده است. گردن بند در دو سوی سینه قرار می گرفته، سپس ۱۴ مهره گرد به قطر یک سانتی متر و یازده مهره شش گوش در همان اندازه به صورت یک در میان و به وسیله بندی سیمی که از داخل آن عبور می کرد به هم متصل می شده و با ۳۶ مهره ریز به شکل زیتون که خط سفید گردی آن را به دو قسمت هم شکل تقسیم کرده بود تزیین می شده است. این مجموعه با دو مهره کشیده کامل می گشت.

این گردن بند به همان شکل که در تصویر مشاهده می شود، پس از آن که در سال ۱۹۰۱ میلادی در قبر یک اشراف زاده هخامنشی پیدا شد به موزه لوور منتقل و به نمایش گذاشته شد.

در عصر باستان، هنرمندان جوهرساز ایرانی در این دوره برای بالابردن کیفیت آثارشان از دانه های عقیق رگه دار بهره می گرفتند. نمونه نادری از این دست جواهرات از دوره هخامشی به طور کامل به دست ما رسیده است که خود گویای میل مفرط اشراف زادگان پارسی به زندگی پر تجمل و زرق و برق است.

مجسمه ملکه ناپیرآسو

مجسمه ملکه ناپیرآسو در زمان کشف در شوش
مجسمه ملکه ناپیرآسو در زمان کشف در شوش

تا پیش از اکتشافات دومورگان، تمدن عیلامی تمدنی ناشناخته بود و فقط اطلاعات کمی از آن موجود بود. اما کاوش های باستان شناسان فرانسوی در این باره خیره کننده بود. به طوری که در پی آن تمدن عیلام راز و رمزهای خود را آشکار ساخت و نگارش تاریخ و تمدن آن ممکن شد.

یکی از مهم ترین یافته های این کاوش ها پیکره ملکه ناپیرآسو متعلق به ۱۳۰۰ تا ۱۳۴۰ قبل از میلاد بود. ارتفاع این مجسمه ۳۳۰۰ ساله ایستاده مفرغی ۱۲۹ سانتی متر است و ۱۷۵۰ کیلوگرم وزن دارد.

مجسمه ملکه ناپیرآسو در موزه لوور پاریس
مجسمه ملکه ناپیرآسو در موزه لوور پاریس

این اثر پیکره ملکه ناپیرآسو همسر اونتاش گال پادشاه بزرگ عیلام در زمان اوج قدرتش است. پیکره در اندازه طبیعی پرداخته شده است. اما سر و بازوی چپ آن آسیب دیده است. همسر پادشاه عیلامی، پیراهنی آستین کوتاه بر تن دارد با دامنی بلند که اندام او را پوشانده است. لباس او ملیله دوزی شده و تزییناتی را داراست. ملکه چهار النگو بر مچ دست راست و یک حلقه نامزدی بر انگشتری دست چپ دارد. دستان به حالت احترام و وقار حلقه شده است.

مجسمه ملکه ناپیرآسو در موزه لوور پاریس
مجسمه ملکه ناپیرآسو در موزه لوور پاریس

کتیبه نگاره ای بر حاشیه دامن به زبان عیلامی دیده می شود که در آن نام ملکه و عناوین سلطنتی اش حک شده است. او از خدایان خواسته تا او را مورد حمایت خود درآورند و شرحی از خدمات دینی اش را به درگاه آنان بیان کرده است. در پایان نیز نفرین نامه ای آمده است که در آن مجازات هر آن کس که بر پیکره او آسیبی برساند را از خدایان طلب کرده است.

مجسمه ملکه ناپیرآسو در موزه لوور پاریس
مجسمه ملکه ناپیرآسو در موزه لوور پاریس

مقدار فلز به کار رفته در این اثر ۱۷۵۰ کیلوگرم است که بیانگر ثروت و رونق اقتصادی دوران پادشاهی عیلام میانه است. پوشش بیرونی مجسمه به طور معمول می باید با طلا و نقره آبکاری شده باشد که از بین رفته است.

لوح حمورابی یا قانون حمورابی

قانون حمورابی در موزه لوور
قانون حمورابی در موزه لوور

دست یافته های بابلی شوش خیره کننده بود و خبر آن در محافل علم باستان شناسی و تاریخ در جهان شور و غوغای فراون برانگیخت. از آن جمله اِستل قانون حمورابی بود که آن را قدیمی ترین قانون نامه بشری می دانند.

اِستل یا ستون یادمان، سنگ یا لوحه ای قائم است که بر روی آن چیزهایی نوشته یا طرح هایی را به صورت برجسته کنده اند و این ها معمولا یادمان رخدادهای مهم هستند.

این اثر را فاتحان عیلامی پس از فتح بابل به عنوان غنیمتی ارزشمند به شوش آوردند و آن را به نشانه پیروزی درخشان خود به نمایش گذاشتند.

لوح حمورابی که خود غنیمت ایرانیان (عیلامیان) بود، این بار به عنوان غنیمت باستان شناسان فرانسوی به پاریس و موزه لوور منتقل گردید. هرچند که بعدها یک نمونه بدلی از آن ساختند و به دولت ایران اهدا نمودند. نمونه بدلی قانون حمورابی هم اکنون در موزه شوش نگهداری می شود.

برای مطالعه بیشتر می توانید مقاله ای که تحت عنوان: قانون حمورابی، سمبل تمدن بین النهرین نوشته ام را مطالعه کنید.

لوح سنگی پیروزی نارامسین

لوح پیروزی نارامسین در موزه لوور پاریس
لوح پیروزی نارامسین در موزه لوور پاریس

لوح سنگی ۴۲۰۰ ساله با نقش برجسته پیروزی نارامسین، نوه سارگن اکدی، یکی دیگر از آثار کشف شده توسط ژان دومورگان فرانسوی است.

در این نقش برجسته نارامسین با قامتی بلند، کلاهخودی شاخدار (به نشانه مقام خدایی اش) و با تیر و کمانی در دست در بالا و سمت چپ استل نقش شده است. او رو به خدای خورشید، شَمَش، که او را برگزیده و در پیروزی یاری اش کرده، ادای احترام می کند. نارامسین پاهایش را روی بدن دو سرباز شکست خورده دشمن (قوم لولوبی) گذاشته است. این در حالی است که یکی از سربازان دشمن با تیری که گردنش را شکافته در حال احتضار است.

تصویر نارامسین با کلاه شاخدار بر روی لوح پیروزی نارامسین
تصویر نارامسین با کلاه شاخدار بر روی لوح پیروزی نارامسین

سپاهیان شاه نیز که با هشت پیکره نمایش داده شده اند نیزه در دست دارند و پرچم هاشان را به نشانه پیروزی برافراشته اند. در قسمت جلوی صحنه، کوه زاگرس تصویر شده و شاه در حال هدایت سپاه پیروزمندش از شیب کوه است. در بالا نیز دو ستاره به نشانه خدایان آن ها در حال درخشیدن است.

لحظه کشف استل پیروزی نارامسین در شوش
لحظه کشف استل پیروزی نارامسین در شوش

این نقش برجسته لوحی هم دارد که شرح پیروزی نارامسین بر دشمنانش به خط میخی است. طبق یک کتیبه دیگر بعدها شاه عیلام این کتیبه را به جای غنیمت جنگی به شوش می برد. یعنی جایی که این لوح در سال ۱۸۹۸ میلادی کشف شد.

ژاک دومورگان و ونسان شیل در خزانه موزه لوور
ژاک دومورگان و ونسان شیل در خزانه موزه لوور

نمونه یک معبد عیلامی معروف به سیت شمسی

سیت شمسی (مراسم آیینی برآمدن آفتاب)
سیت شمسی (مراسم آیینی برآمدن آفتاب)

سیت شمسی با ابعاد ۴۰ در ۶۰ سانتی متر، یکی از آثار ارزشمند بدست آمده از هنر عیلامیان است که در سال ۱۹۰۴ توسط ژاک دومورگان از دیوار یک معبد در شوش کشف شد.

این اثر بیانگر نحوه برگزاری یک مراسم آیینی در یک معبد است. در میانه، دو مرد برهنه در حال غسل کردن (شستشوی بدن با آیینی خاص) هستند. در پیرامون آنان لوازم برگزاری مراسم مانند ظرف مخصوص نگهداری آب مقدس، شاخه های درختان که نماد درخت مقدس است و یک زیگورات (معابد به شکل پله پله بالارونده) وجود دارد.

سیت شمسی (مراسم آیینی برآمدن آفتاب)
سیت شمسی (مراسم آیینی برآمدن آفتاب)

کتیبه حک شده روی این اثر نشان می دهد که این یک مراسم آیینی برای برآمدن آفتاب است و به خدای بزرگ اینشوشیناک تعلق دارد.

در دوران سلطنت عیلام میانه، صنعتگران شوش در ساخت مجسمه ها و پیکره های مفرغی بسیار چیره دست بودند. در این اثر بخشی از تکنیک های پیشرفته هنرمندان عیلامی در ساخت قالب ها با ترکیب و تلفیق قطعات و عناصر مختلف به وسیله میخ های کوچک و پرچ کردن، نشان داده شده است.

میز قربانی با تزئینات دو مار و چندین الهه

میز قربانی کشف شده از شوش در موزه لوور
میز قربانی کشف شده از شوش در موزه لوور

این اثر یک میز قربانی است که در دو طرف آن دو مار (نماد جاودانگی) پهلو گرفته اند و در ۳ سمت جانبی آن مجسمه ۵ الهه وجود دارد. این الهه ها که فقط بازوان و نیم تنه آنها باقی مانده است، ظرفی در دست دارند که احتمالا آب از آن فوران داشته است. در سمت چهارم میز ملحقاتی به منظور نصب آن در دیواره معبد افزوده شده است.

سازنده این میز قربانی، به صورت خیلی زیرکانه و با موجی که به بدن دو مار داده، حفره هایی را به منظور خروج خون قربانی در کناره میز ایجاد کرده است.

میز قربانی کشف شده از شوش در موزه لوور
میز قربانی کشف شده از شوش در موزه لوور

در زمان اونتاش – ناپیرشا، بنیان گذار سلسله آگی هالکید، عیلام پا به دوران شکوفای گذاشت. اونتاش یک پایتخت جدید آیینی به نام آل – اونتاش (چغازنبیل امروزی) در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی شوش بر پا داشت. البته برنامه او دوامی نداشت و در زمان پسر و جانشینانش، بسیاری از یادمان های مذهبی آن به شوش (پایتخت قبلی) بازگردانده شد.

از آن جمله این میز قربانی است. این اثر در اندازه های بزرگ و به شکل هوشمندانه ای ساخته شده است که نمایانگر پیشرفت و زبردستی هنرمندان فلزکار عیلامی در این دوره است.

لیوان سفالی بلند با نقش بز کوهی

ظرف سفالی منقش به تصویر بز کوهی در موزه لوور
ظرف سفالی منقش به تصویر بز کوهی در موزه لوور

این لیوان سفالی با ارتفاع ۲۹ و قطر ۱۶ سانتی متر و قدمتی بین ۳۵۰۰ تا ۴۲۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در قبرستان آکروپل شوش پیدا شد. این اثر یک نمونه عالی از هنر نگارگری بر سفال در نخستین جوامع کشاورزی ایران و شرق نزدیک باستان است.

اکثر باستان شناسان مبدا صنعت سفالسازی را ایران می دانند. طرح سفال های اولیه ساده و فقط شامل سلسله خطوط و اشکال هندسی بودند که با رنگ سیاه معدنی کشیده می شدند. سپس موضوعاتی از محیط و طبیعت اطراف نیز توجه هنرمند را به خود جلب کرد و نقوش گیاهان، پرندگان و حیوانات به خصوص بز کوهی که نمادی از آب بود در آثار سفالی آشکار شد.

سفالینه های شوش در موزه لوور پاریس
سفالینه های شوش در موزه لوور پاریس

نقوش در ابتدا درون ظرف کشیده می شدند اما بعدها به جدار بیرونی منتقل شدند. همین طور در ابتدا تناسب و تعادل بین اندازه ها رعایت می شد ولی بعدها با به هم خوردن این تناسب هنرمند ایرانی ناخواسته نوعی سبک هنری به وجود آورد، مثلا دم یا گردن بسیار کشیده یا شاخی بسیار پهن و بزرگ در بدنی کوچیک قرار گرفت. نمونه بارز این سبک هنری که مخصوص ایرانیان باستان است را می توان در این لیوان سفالی در موزه لوور مشاهده کرد.

ظروف سفالی کشف شده در شوش
ظروف سفالی کشف شده در شوش

در قسمت بالای لیوان، دسته ای پرندگان آبزی با گردن های دراز که در خطوطی موازی نمایش داده شده اند، بر روی آب در حرکت اند و در قاب زیرین چهار سگ شکاری با اندامی باریک و کشیده در پی شکارند.

نقش مرغان دریای با گردن دراز و سگ های شکاری با بدن کشیده
نقش مرغان دریای با گردن دراز و سگ های شکاری با بدن کشیده

در مرکز که قاب اصلی است، هنرمند نهایت ذوق خود را به کار بسته و با استفاده از نمادهای هندسی ساده مانند مثلث و دایره طرحی از بز کوهی در انداخته است که در نهایت سادگی، زیبایی خیره کننده ای دارد.

بز کوهی و جانوران شاخ دار دیگر نزد ایرانیان باستان دارای نیروی جاودانه بوده اند. به احتمال قوی، در آغاز، میان شاخ های خمیده و هلال ماه ارتباطی متصور بوده است. از جانب دیگر، ماه از زمان های بسیار قدیم با باران مربوط بوده چنان که در مقابل آن، خورشید در نظر مردم باستان با گرما و خشکی ارتباط داشته است.

بنابراین، شاخ در نزول باران موثر شمرده می شد و این وابستگی به آب به طور برجسته ای روی این ظرف جلوه داده شده است و قرص ماه که در میان شاخ ها قرار گرفته گویی مخزن آب را در بر دارد. نقش مرغان درازپا که در مرداب ها زندگی می کنند، باز اشاره ای به اهمیت آب است که برای حیات آن ها ضروری است.

لیوان سفالینه 6000 ساله با طرح بز کوهی
لیوان سفالینه ۶۰۰۰ ساله با طرح بز کوهی

رومن گیرشمن، باستان شناس و مورخ معروف فرانسوی معتقد است که ایران زادگاه سفال های منقوش بوده است و در هیچ نقطه ای از دنیا، چنین استادی و مهارتی نمی توان یافت. او با توجه به نزدیکی و حتی در دوره ای همزمان بودن اختراع خط در جلگه مجاور فلات ایران یعنی بین النهرین با نقاشی این نقوش، آن ها را نیز نوعی ابتدایی از خط تصویری به شمار می آورد.

کاسه سفالینه با شکل انسان و طرح مزرعه (به زودی)

کاسه سفالینه با شکل انسان و طرح مزرعه
کاسه سفالینه با شکل انسان و طرح مزرعه

پیکرک مردی که بزغاله نذری را حمل می کند (به زودی)

پیکرک مردی که بزغاله نذری حمل می کند
پیکرک مردی که بزغاله نذری حمل می کند

پایه یک ظرف آیینی اهدای نذورات با نقوش جانوری (به زودی)

پایه یک ظرف آیینی اهدای نذورات با نقوش جانوری
پایه یک ظرف آیینی اهدای نذورات با نقوش جانوری

لوح گلی به خط  میخی، فهرست پادشاهان سلسه های اوان و سیماشکی (به زودی)

لوح گلی به خط میخی فهرست پادشاهان سلسله های اوان و سیماشکی
لوح گلی به خط میخی فهرست پادشاهان سلسله های اوان و سیماشکی

کاسه سه پایه با نقش بز کوهی (به زودی)

کاسه سه پایه با نقش بز کوهی
کاسه سه پایه با نقش بز کوهی

دوره پهلوی، پایان امتیازات انحصاری باستان شناسان فرانسوی در ایران

با روی کار آمدن سلسله پهلوی و تاج گذاری رضا شاه در سال ۱۹۲۵ میلادی، دوران توفق باستان شناسان فرانسوی به پایان رسید. بر اساس قانون جدید، حفریات باستان شناسی در ایران تحت ضابطه و نظارت بیشتری درآمد و مقرر شد یافته های باستان شناسان فرانسوی بین دو طرف تقسیم شود.

رضا شاه در حال بازدید از تخت جمشید
رضا شاه در حال بازدید از تخت جمشید

بدین منظور، رضا شاه دستور داد تا موزه ایران باستان ساخته شود. آندره گدار فرانسوی، باستان شناس و معمار معروف فرانسوی، ساختمان موزه را طراحی کرد و نهایتا در سال ۱۳۱۶ موزه ایران باستان افتتاح شد.

همچنین رضا شاه ضمن ملاقات با دومکنم نارضایتی خود را از حضور باستان شناسان فرانسوی در شوش نشان داد. به دنبال آن، چند سال بعد و در مهر ۱۳۰۶ (۱۹۲۷ میلادی) مجلس شورای ملی امتیازنامه های ۱۸۹۵ و ۱۹۰۰ میلادی را لغو کرد.

رضا شاه پهلوی امتیاز انحصاری فرانسوی ها در ایران را لغو کرد
رضا شاه پهلوی امتیاز انحصاری فرانسوی ها در ایران را لغو کرد

در سال ۱۹۲۸ میلادی مدیران موزه برای نشان دادن روابط دوستانه خود با دولت ایران، تعدادی از عتیقه ها و چند فقره از اشیای کشف شده در حفریات شوش را به موزه ایران باستان اهدا نمودند.

در سال ۳۲-۱۹۳۱ میلادی هیئت باستان شناسی فرانسوی دیگری به سرپرستی رومن گیرشمن از طرف موزه لوور به ایران اعزام شد. هدف آنان یافتن روش دقیق تر برای سامان دهی به بخشی از تاریخ ایران باستان مبتنی بر دستاوردهای باستان شناختی بود.

رومان گریشمن پایه گذار باستان شناس علمی در ایران
رومان گریشمن پایه گذار باستان شناس علمی در ایران

گیرشمن را می توان پایه گذار اکتشافات باستان شناسی علمی در ایران دانست. او یک روش علمی را به کار بست و از طریق آن توانست ضمن لایه نگاری صحیح، درک معقولانه ای مبتنی بر دانش باستان شناسی از مراحل شکل گیری تمدن، معماری و شهرنشینی ایران در سپیده دم تاریخ را ارائه دهد.

مهم ترین آثار کشف شده در این دوره عبارت اند از:

تخته بازی معروف به بازی ۵۸ حفره

تخته بازی معروف به بازی 58 مهره
تخته بازی معروف به بازی ۵۸ مهره

این تخته بازی که مربوط به عصر آهن (قرن ۹ تا ۱۱ پیش از میلاد) در ایران است، توسط رومن گیرشمن در سال ۱۹۳۷ و در گورستان شماره B، قبر ۲۱۷ تپه سیلک کاشان کشف شد. جنس آن سفال (گل پخته)، طول آن ۲۴ و عرضش ۱۱ سانتی متر است.

تخته بازی یکی از سرگرمی های رایج در مصر و خاور نزدیک باستان بوده است. تخته های بازی در اشکال متنوع با خانه ها یا حفره های زیادی برای قرار دادن مهره ها، ساخته می شدند.

این تخته بازی ایرانی، در یکی از مقابر غارت شده گورستان شماره B واقع در تپه سیلک کاشان یافت شده است. البته مهره ها و قواعد بازی به درستی کشف نشده است. در عین حال، با توجه به معمول بودن این بازی در مصر و خاور نزدیک و همچنین با توجه به اسناد و تصاویر باقی مانده از مصر، باستان شناسان توانسته اند قواعد این بازی را حدس بزنند.

این بازی بر تخته سفالی که به دو قسمت قرینه تقسیم می شد صورت می گرفت. هر بخش از تخته ۲۹ سوراخ داشت و هر کدام از بازیگران در صورتی که با ۵ مهره و انداختن تاس می توانست با حرکت در بخش خود زودتر به نقطه پایانی برسد برنده می شد.

البته کاربرد این تخته ها به بازی و سرگرمی محدود نبود. به احتمال زیاد، از این تخته ها در مراسم آیینی و نشان دادن خواست خدایان نیز استفاده می شد. در این حالت، انداختن تاس و حرکت مهره ها خواست و تصمیم خدایان برای مرگ یا زنده ماندن را مشخص می کرد.

جام سفالینه پایه دار با نقش پلنگ (به زودی)

جام سفالینه پایه دار با نقش پلنگ
جام سفالینه پایه دار با نقش پلنگ

قاچاق عتیقه های ایرانی به موزه لوور

بسیاری از آثار ارزشمند راه یافته به موزه لوور توسط قاچاقچیان عتیقه و سودجویان خارجی مستقر در ایران به فرانسه فرستاده شده اند. مخصوصا دهه های پیش از وقوع انقلاب اسلامی را می توان دوران اوج غارت و تاراج آثار فرهنگی ایران دانست.

در این دوره سودجویان و قاچاقچیان اشیای عتیقه به شدت فعال بودند. سفرای کشورهای خارجی در ایران نیز بیکار نبودند و سعی داشتند به هر نحوی از این بازار آشفته بهره گیرند.

آن ها اغلب چمدان های خود را مملو از اشیای عتیقه ایران می کردند و به کشورشان باز می گشتند. یکی از مناطقی که در آن سال ها بهشت غارتگران آثار ملی ایران به شمار می رفت، ایالات شمالی غربی ایران، به ویژه گیلان بود.

تپه های باستانی این مناطق به سادگی شناسایی می شد و کاوش در گورستان های باستانی آن که مملو از اشیا و لوازم شخصی مردگان آن بود با اندک وسایل امکان پذیر بود. جز این، روستاییان ساکن این نواحی نیز عتیقه های زیادی داشتند که توسط دلالان خریداری می شد.

این یافته ها به سرعت وارد شبکه گسترده قاچاق اشیای عتیقه می شد و بخشی از آن به موزه های بزرگ اروپا می رسید. از زمره این آثار جام طلایی مارلیک و مجموعه ای از مفرغینه های لرستان بود.

یک دیپلمات فرانسوی در ایران به نام جی. کیفورد که به جمع آوری مجموعه های عتیقه در ایران علاقه مند بود، در طول ماموریتش در تهران موفق به خرید و جمع آوری نمونه های ارزشمند و درخشانی از مفرغینه های لرستان گردید.

وی در سال ۱۹۵۸ مجموعه خود را به موزه لوور فروخت. این مجموعه بخش مفرغینه های موزه لوور را چنان گسترش داد که اتاقی ویژه در بخش ایران از خاور نزدیک باستان را به آن اختصاص دادند.

مهم ترین آثار خریداری شده از قاچاقچیان عتیقه ایران عبارت اند از:

آثار ارزشمند از مفرغینه های لرستان

لگام اسب به شکل موجود اسطوره ای بالدار
لگام اسب به شکل موجود اسطوره ای بالدار، قرن ۷ و ۸ قبل از میلاد

نمونه ی آلات مفرغی که بعدا به مفرغینه های لرستان مشهور شد، اولین بار در سال ۱۹۲۹ در بازار پاریس مشاهده شد و محل کشف آن ها نامعلوم بود. دو یا سه قطعه بسیار شبیه به آن ها نیز در موزه بریتانیا یافت شد، اما از مبدا آن خبری در دسترس نبود. پس از چند ماه، اطلاعات دقیق متوالی درباره کشفیات مزبور از ایران رسید.

مردم لرستان اولین نمونه ها را به تصادف از خاک در آورده و چون پی برده بودند که این اشیا در بازار ارزشی دارد، دیری نگذشت که از روی نظم و قاعده در مقام جست و جو برآمدند و قبرهایی را که روی آن ها با لوح سنگی پوشیده بود خالی کردند.

بدین طریق، آثار تمدنی که تا آن گاه به کلی ناشناس بود آشکار شد. گیرشمن پس از مطالعه بر روی این آثار به این نتیجه رسید که این اشیا باید متعلق به خاندان های چادرنشین مرکب از سواران یا گردونه رانان جنگنجو بوده باشد که به اقامت در یک محل پایبند نبوده اند.

دسته تبر، برنز لرستان، موزه لوور
دسته تبر، برنز لرستان، موزه لوور

اشیا مفرغی بدست آمده از مقبره های لرستان شامل طیف وسیعی از ابزار و وسایل مختلفی می شدند که از جمله آن ها می توان به آثار زیر اشاره کرد: وسایل و تجهیزات مربوط به اسب که به شکل حیوانات درست شده بودند، مثل دهنه و مالبند، سلاح و تجهیزات جنگی مثل شمشیر، خنجر و سر نیزه، ظروف مختلف از جمله جام های بلند و باریک، ظروف سه پایه و ظرف هایی با دسته هایی به شکل حیوانات، مهرهایی به شکل انگشتر با تصاویر مذهبی، تندیس هایی از بت های مورد پرستش آن ها با اشکالی از جانوران مهیب مثل بت های سه سر یا بت هایی با چشم ها و گوش های فراوان، لوح های چکش کاری شده، مجسمه های کوچکی از حیوانات مثل بز کوهی، ابزاری مثل تبر و کلنگ که تیغه بعضی از تبرها از دهان باز یک جانور وحشی بیرون آمده است، لوازم آرایش مثل زیورآلاتی با اشکال حیوانات، آینه های برنزی، سنجاق های مفرغی سرگرد با تصاویری از حیوانات و پرندگان که اغلب در لباس و موی مردها یافت شده و قلاب کمربند با صحنه هایی از شکار یا موضوعات اساطیری.

مفرغینه های لرستان در موزه لوور پاریس
مفرغینه های لرستان در موزه لوور پاریس

در واقع، فلزکاری لرستان به مرور زمان به سبک خاصی تبدیل شده بود که در آن پیکره ای از یک جانور طبیعی یا خیالی به وسیله ای صرفا تزئینی تبدیل می شد. هلن گاردنر آثار فلزی لرستان را منبع الهامی برای ساخت آثار فلزی در دوره های بعدی می داند. به اعتقاد او:

لرستان زادگاه صنعت رونق یابنده مفرغ گری بود که در سده های هشتم و هفتم پیش از میلاد به عالی ترین مراحل خود رسید.

نمونه ای از آثار برنز لرستان در موزه لوور
نمونه ای از آثار برنز لرستان در موزه لوور

قابل توجه ترین این نوع اشیا مجسمه های کوچک اسب تک، یا جفت، برای بستن به گردونه است که به صورت نشانه ای از اسبهای واقعی در قبرها قرار می گرفت. همان طور که در ایام پیش از تاریخ معمول بود، در ایان ایام نیز مجسمه اسب نشانه مرگ، یا نماینده او بود که مرده را به دنیای دیگر می برد.

بر خلاف سیت ها یا سکاها که مردگان خود را با اسب خاک می کردند، ساکنان لرستان به جای اسب، نشانه ای از آن، یعنی لگام اسب را از برنز می ساختند و در زیر سر مرده قرار می دادند. به همین دلیل دهقانانی که آن لگام ها در قبرها پیدا می کنند، آن ها را زیرسری می نامند و این دهانه ها به زیر سری معروف شده اند.

با قرار دادن این لگام ها در زیر سر مردگان، ورود روح آنان را به دنیای جاودانی تامین می کردند و به این طریق دیگر احتیاجی به تدفین اسب آنها نبود.

مفرغینه های لرستان در موزه لوور پاریس
مفرغینه های لرستان در موزه لوور پاریس

جام طلای مارلیک، یکی از ارزشمندترین آثار ایران در موزه لوور

جام طلایی مارلیک اثر ارزشمند ایران در موزه لوور
جام طلایی مارلیک اثر ارزشمند ایران در موزه لوور

جام طلای مارلیک به ارتفاع ۱۱ و عمق دهانه ۱۱ سانتی متر، متعلق به قرن ۱۲ تا ۱۴ قبل از میلاد است و در سال ۱۹۵۶ توسط موزه لوور خریداری شده است.

در فاصله سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰، دامنه های البرز جولانگاه جویندگان اشیاء عتیقه بود. آنان یافته های خود را از دره گوهررود به بازار قاچاق عتیقه جات می رساندند. معروف ترین و چشم گیرترین این آثار جام های طلایی بودند که از مارلیک، املش، کلاردشت و حسنلو بدست آمده اند و به صورت کلی به جام های مارلیک معروف شدند.

کشف این جام های طلایی منحصر بفرد، باستان شناسان را به این نتیجه رساند که در هزاره اول قبل از میلاد، در این نواحی (گیلان و مازندران) امیرنشینانی زندگی می کردند که دارای فرهنگ و هنری پیشرفته بوده اند.

بیشترین اشیایی که در گور دفینه های مارلیک یافته شده گلدان های تزیینی و جام های بلندی است که از فلزات گران بها ساخته شده است. در این میان گلدان هایی که شکل هیولا در آن کار شده است بیشتر است.

جام مارلیک موجود در موزه لوور، از الکتروم (آلیاژی از طلا و نقره) ساخته شده است. بر روی آن تزئیناتی برجسته نمایی و حکاکی شده است که ریشه در اساطیر کهن ایران دارد. در این نقوش که در گردش جام تکرار می شود، اژدهایی دو سر با آرواره های خود غزالی را در کام می کشد.

دسته گلدان به شکل بز کوهی بالدار

مجسمه بز کوهی بالدار موزه لوور
مجسمه بز کوهی بالدار موزه لوور

تندیس بز کوهی بالدار یکی از آثار به جای مانده مربوط به دوران هخامنشیان است که حدود ۲۵۰۰ سال پیش (سده پنجم پیش از میلاد) به روش موم مذاب ساخته شده است. جنس این عتیقه که به راستی یکی از شاهکارهای هنر مجسمه سازی هخامنشیان است،  نقره با روکش طلا و محل اکتشاف آن شهر شوش است و هم اکنون در موزه لوور پاریس نگهداری می شود.

نقش جانوارن شاخ دار از همان آغاز، موضوع معمول هنر ایرانی بود و نمایش این جانوران به تلقین و تاثیر عقاید جادویی یا مذهبی انجام میگرفت. به سبب این نسبت ممتد و بر اثر اهمیت کنایه آمیز و تمثیلی این نقوش در تمام دوره ها نمونه های خوب و پر اثر از جانوران در دست است. اما هنرمندان هخامنشی این موضوع را در هنر به نهایت کمال رسانیدند.

معروف ترین نمونه این هنر، پیکر دو بز کوهی بال دار است از نقره با ریزه کاری های طلایی که دسته کوزه ای بوده است. این دو بز جهنده که گویی تجسم شور و غلیان بهاری است، زنده و پر نیرو و جالب نظرند و از جمله گرانبهاترین اشیای موزه لوور و موزه برلین به شمار می آیند.

برای مطالعه بیشتر می توانید مقاله ای که تحت عنوان: بز کوهی بالدار، اوج ظرافت هنر هخامنشی نوشته ام را مطالعه کنید.

ریتون سفالی مارلیک (به زودی)

ریتون سفالی مارلیک در موزه لوور
ریتون سفالی مارلیک در موزه لوور

پیکرک معروف به شاهدخت باکتریا (به زودی)

پیکرک معروف به شاهدخت باکتریا در موزه لوور
پیکرک معروف به شاهدخت باکتریا در موزه لوور

پیکرک خدای عیلامی (به زودی)

پیکرک خدای عیلامی در موزه لوور پاریس
پیکرک خدای عیلامی در موزه لوور پاریس

ریتون نقره هخامنشی به شکل یک غزال نشسته

ریتون نقره هخامنشی نمونه ای از هنر ایران در موزه لوور
ریتون نقره هخامنشی نمونه ای از هنر ایران در موزه لوور

این اثر یک ریتون یا تکوک نقره ۲۵۰۰ ساله به ارتفاع ۲۹ سانتی متر است که در کاخ آپادانای شوش کشف شده است. این ظروف نقره ای که معمولا برای نوشیدن شراب استفاده می شده، نشان دهنده سطح بالای تجملات در دربار هخامنشیان است.

تکوک ها که بعد از ورود به یونان ریتون (Rhyton) نامیده شدند، ظروف شیپوری شکلی هستند که از دو بخش تشکیل شده اند: قسمت بلند آن که به شکل شاخ است و مثل یک لیوان برای نوشیدن شراب استفاده می شود و قسمت انتهایی آن که در ایران باستان معمولا به شکل حیوانات ساخته می شد.

بر خلاف یونانیان یا رومیان، ایرانیان بیشتر به نقش صورت و تراشیدن پیکر جانوران به ویژه شیر، گاو و اسب تمایل داشتند و اگر احیانا به انسان ها می پرداختند، صورت و پیکر افراد حقیقی و واقعی را نقش می کردند و یا می تراشیدند.

با توجه به گستردگی موضوع، این پست به صورت مرتب آپدیت خواهد شد. اگر قسمتی از مطالب ناقص است، حتما در آینده کامل خواهد شد …

قبل از بازدید از موزه لوور، حتما پست کاربردی راهنمای بازدید از موزه لوور پاریس را مطالعه کنید.